همسر قبلی داماد /یکی دوسالی بود که در اثر یک سانحه مرحوم شده بود و همسر و بچه های نازش تنها مانده بودند.عروس دختر خاله ان مرحوم و خواهر زن داداش من بود .البته از عروس قبلا نوشته بودم فوق لیسانس و یک پایش از نوزادی کوچکتر و کمی می لنگد.زیباتر بچه هایی که در عروسی پدرشان میرقصیدند و…ادامه دارد
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

بسیار مبارک و خرسندانه گشتیم
رضا
[پاسخ]
آخی .. بچه ها … چقدر معصوم … چه راحت از شادی والدینشون شاد میشند .
انشالله عروس خانم که از بستگان مادر مرحومشون هم هست بتونه مادری مهربان براشون باشه ..
مادر سپید
[پاسخ]