از فرودگاه کرمان به بغداد پرواز کردیم.در طول پرواز یک و نیم ساعته با بعضی مسافرین اشنا شدم اکثر انها روستایی بودند کسانیکه گاها با دلشان سفر میکنند البته در بین مسافرین کسانی هم بودند که سفر و فلسفه انرا پز دادن به قوم و خویش و در کنارش کسب درجات بهشت و خرید و …میدیدند.البته مهم نیست که هر کسی چرا و با چه نیتی امده مهم رفتار جمعی همسفر بودن و کسب رضایت قلبی انسان از نتیجه سفر است.سخت به این سفرراضی شدم نه بخاطر سختی های سفر و یا محتوای ان بلکه فقط و فقط بخاطر ناتوانیم و زحمتی که به برادرم میدادم.انسان ناتوان باید از خیلی ارزوها چشم بپوشد تا نشنود که برادر کمرش درد گرفته نبیند بجای اینکه خواهر بزرگتر التیام درد برادر کوچکتر باشد قرغه برگردد اگر پافشاری رییس سابقم و قدرت اشکهای این مرد که با اسم امام حسین صورتش از اشک خیس میشد نبود هرگز به سفر نمی رفتم انهم سفر به کشوری که چهل سال در جنگ بوده ادامه دارد……..
پیوست بیست شهریور تولدم بود گرچه اقوام واسه زیارت قبول امده بودند و شام مهمانی دادم اما نه کادویی و نه حرفی فقط چند تا از دوستان تلفنی تبریک گفتند
شهریور تولد نوید هم بود یادش بخیر
خلاصه شهریوری ها تولدتان مبارک

سلام نسيم جان. اميدوارم سفر خوش گذشته باشه.
عكس هم با سفرنامه بذار لطفا
تولدت مبارك :*
ساني
[پاسخ]
عزیزم خوش اومدی زیارت قبول و تولدت مبارک
ارکیده
[پاسخ]
زیارت قبول
تولدت مبارک
mona
[پاسخ]
نسیم خانم سلام
مهربان امیدوارم خوب باشی
زیارتت قبول باشه…واقعا میشه خوب بودن حالت رو نسبت به قبل از سفر از خوندن نوشته ت حس کرد.
تولدت هم به هممون تبریک میگم،امیدوارم و دوست دارم یه روز خوب و سلامت بشی
میدونم سخته،اما واقعا بعید نیست،توی این دنیا هیچی بعید نیست.
خدانگهدارت باشه همیشه
حمزه
[پاسخ]
سلام،
هم تولدتون مبارک هم زیارتتون قبول 🙂
یاد مام بودین؟!! راستشو بگینا! ؛)
راستی بلاگتونم خوشگل شده.
هدایت
[پاسخ]