جلسه شنبه به خوبی و خوشی برگزار شد و یکشنبه رفتن به کلانتری و جستجوی پرونده و حکم احضار متهمین را گرفتن و با سرباز رساندن و تحویل دادن آنها و سپس ساعتی در پارک لاله خستگی در کردن البته این عملیات با کمکهای بیدریغ پرستار و همراهی دو فرزند شیطون او انجام شد.خلاصه دوشنبه رفتیم دوشنبه بازار و سه شنبه کلانتری و پروازی با تاخیر به کرمان.مراحل شکایت و به سرانجام رساندن و احقاق حقت توی ایران خیلی وقت گیر و پر هزینه است و اگر شانس بیاری به حقت میرسی اما جاهای دیگر دنیا را نمیدانم.
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

اوووووه پس چقدر سرت شلوغ بوده!
انشاءالله تو هم شانس میاری و به حقت میرسی…
فاطمه
[پاسخ]