قرن و سال 1400 خجسته باد

سلام دوستان علی رغم میلم کم کار شدم. امیدوارم امسال سلامتی و شادی برای همه شما باشد.
پیوست: باید با مسئول سایت تماس بگیرم و مرا در فضای موبایلی وارد کند.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 3 دیدگاه

نامه ای به خدا

سلام خدا ،
خوبی؟ دلم برایت تنگ شده. اینجا جایت خیلی خالیست.اگر از احوال زمین بپرسی؟ می گویم که درختها دل مرده و سیاه شده اند. پرنده ها یا رفته اند یا وقتی آواز می خوانند که آدمها خوابند. ابرها از زمیینیان دل چرکینند یا سالها نمی بارند یا اگر باریدند سیل راه می افتد.باد هم دل خوشی ندارد و غالبا اعتراضش را با توفان سنگین نشان می دهد. اگر ار آفتاب بپرسی دلم ریش می شود تا جوابت را بدهم.آدمها با عینکهای دودی و صورت کرم زده از دیدنش و لمس او با صورت آفتاب سوخته محرومند. صورت آدمها یخی، در خود تنیده و با رنگهای سرخ و آبی شبیه دلقکها شده است. مثل جوکر و عقاید یک دلقک، دلی پر آشوب با هزاران دغدغه الکی دارند و از تنهایی و مرگ می ترسند. لبخندشان ساختگی و این چند وقتها پشت ماسک پنهان شده است. در میان آدمها همیشه کلماتی مثل گرانی، کارت یارانه، چطوری تا آخر ماه برسم؟ پول من، سهم من، طلای من، خانه من، برج من، ویلای من، قصر من و هزاران کلمه بی ربط مثل اینها می شنوی. اما هیچکس از زیبایی،زندگی، دانایی، دوستی، انصاف، گذشت، فداکاری، آزادی و رهایی از من، حرف نمی زند. انگار «سنگها را بسته اند و سگها را رها کرده اند.»
پیوست: فکر کنم جمله از موریس مترلینگ است اگر نبود لطفا تصحیح کنید.!

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۱ دیدگاه

وای ببخشید دیر شد

مدتهاست ننوشتم به چند دلیل توی پرانتز بگم روانشناسان می گویند خطایت را توجیه نکن و تنها بگو معذرت می خواهم و تمام. اما اینجا من می خواهم حرف بزنم با دلیل. کرونا نظم سر کار آمدتم را مختل کرده پس نمیتونم بنویسم. حتما می پرسید چرا؟ در اداره روی ویلچرم با موس و صفحه کلید مجازی راحت می توانم کار کنم علاوه بر این صفحه کامپیوتر درشته و بهتر می بینم. پشت میزم و تگیه می کتم و فاصله میز،کامپیوتر و صندلی چرحدار مناسبه اما در خانه من روی زمین میخوابم حتما می پرسید چرا تخت نه؟ مادرم سنش بالاست و موقع تعویض پوشک باید پایش را دراز کند و روی تخت برایش خیلی سخته.حتما می پرسید چرا پرستار اینکاررا انجام نمیده؟آخه پدر مادرم با پرستار دایم توی خونشون مخالفند.حتما می پرسید چرا جدا نمیشی با پرستار؟می گویم سال 82 امتحان کردم و سه سال صبر کردم اما به چند دلیل نشد. پرستار کاربلد متعهد سالم گیر نمیاد. من باید روی خودم کار می کردم خوش اخلاق می شدم پس رفتارم را اصلاح کردم و قدرت سازگاری با والدین پیری که دایم به هم و همه نق میزنند را پیدا کردم تازه جدا بشم دلم برای خونه پدری و دعواهاش تنگ میشود.بگذریم دلم برای همه دنبال کنندگان وبلاگم تنگ شده دلم برای دورهمی های وبلاگی تنگ شده.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 5 دیدگاه

حکمت زندگی

نامیکه برای پستم انتخاب کرده ام برگرفته از کتابی اثر آرتور شوپنهاور فیلسوف آلمانی قرن نوزدهم است: هر انسان سه بخش دارد اول آنچه هستیم دوم آنچه داریم سوم آنچه در نظر دیگران بنظر می آییم بخش اول که مهمترین بخشهاست و تغییر ناپذیر میباشد تنها متعلق به ماست مثل زیبایی هوش توان بدنی مزاج خصوصیات اخلاقی و…بخش دوم داشته هایی است که کسب کرده ایم مثل زن فرزند کار ملک ودارایی و… آنچه می نماییم مثل شهرت قدرت مقام و… گزینه سوم رفتنی ترین و ناپایدارترین آنهاست.ادامه دارد

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | برچسب‌شده | 8 دیدگاه

من میاندیشم پس هستم

سلام دوستان
فعلا هستم و خدا را شکر بد نیستم.اما وقایع ماههای اخیر از دنیا و آدمهایش خسته ام کرده است. به خود پناه برده ام و سرگرم ساختنش هستم. کتاب زیاد میخوانم یا برایم میخوانند. تصمیم دارم بیشتر از نگاهم به خود، زندگی و دیگران بنویسم.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۱ دیدگاه

خیلی دلم می خواست…

کاش دست چپم به کمک دست راستم می آمد کاش دست راستم به اندازه یک فنجان 300 گرمی بالا می آمد کاش پاهایم …ول کنید اینکه شد فقط مصیبت. راستی روز رسیدن حسین به معبود برای خودش مبارک و برای ما پیروان تسلیت……

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 7 دیدگاه

خیلی دلم می خواست 3

خیلی دلم می خواست سفر بروم . نه جاهای تاریخی مثل موزه ها.جاهایی بکر و تمیز و طبیعی و شگفت انگیز از طبیعت دریا، زمین و آسمان با دوستانی همدل.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۱ دیدگاه

خیلی دلم می خواست 2…

خیلی دلم می خواست می توانستم دستشویی بروم. دیروز و امروز حال مزاجیم خیلی بده. یبوست دارم و نمی توانم دستشویی بروم چون پوشکم. دیروز توی خانه سعی کردم وقتی روی لگن نشاندنم روده هایم تخلیه شود اما نشد…

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

خیلی دلم می خواست …

خیلی دلم می خواست دوستان ام اس کرمان و تهرانم را حداقل سالی یکبار تا زمانی که فرصت زندگی دارم می دیدم. آخه محمد لشکری رفت در حالی که من چهار پنج سالی بود که ندیده بودمش و دو سالی میشد که ازش خبر نداشتم حتی تلفنی. چند روز پیش چندین بار موبایلشو گرفتم ، چواب نداد خانه شان را گرفتم مادر پیرش بعد از معرفی و گفتن نشانه های زیادی مرا بخاطر آورد و گفت محمد یکسالیست فوت کرده و من بر خود افسوس خوردم و در درون گریستم و تنها برادرم گفت راحت شد و مادرم گفت وضع مالی خوبی داشت و مادر مدیری. در ذهنم گذشت متولد 48 ، در 21 سالگی ام اس گرفت ، در سیزده سالگی خبر اعدام برادر دانشجوی پزشکیش را به جرم سیاسی از تلفن شنید و به خانواده خبر داد و چند سال بعد پدرش نیز فوت کرد ، لیسانس صنایع دانشگاه تهران داشت ،کامپیوتر و برنامه نویسی و شبکه و نقاشی خوب میدانست و از همه بیشتر درد و دردمندی را. ام اس پیش رونده ثانویه داشت و از 25 سال پیش حرکت دستها و پاها و گویاییش را تقریبا از دست داده بود. در خانه پرستار داشت و خواهر و برادرهای بزرگتر و کوچکتر از خودش ازدواج کرده و او با مادرش تنها زندگی میکرد. فعالیتهای کامپیوتری اش را او می گفت و پرستار انجام می داد. در محله های قدیمی شرق تهران سکنی داشت و زمانی که من دانشجو بودم با او آشنا شدم. یادش گرامی باد.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

اهمیت وقفه و خوابیدن روی یک مسئله

همه‌ی ما داستان ارشمیدس و آن فریادهای «یافتم! یافتم!» را شنیده‌ایم و می‌دانیم؛ اما بعید است کسی کلید حل مسئله را خوش‌یُمن بودن حمام ارشمیدس جستجو کند.
داستان‌هایی از این جنس، کم نیستند و چه‌بسا شما هم، نمونه‌هایی از آن‌ را در زندگی خود تجربه کرده باشید: مسئله‌ای که مدت‌ها حل نمی‌شود و ناگهان در یک لحظه، پاسخ آن در ذهن‌مان جرقه می‌زند.
مشهور است که درباره‌ی موفقیت یک‌ شبه می‌گویند: «چنین چیزی امکان‌پذیر است؛ به شرطی که پیش از آن، صدها و هزاران شب، با تلاش و زحمت سپری شده باشد»
مشابه همین حرف را درباره‌ی حل مسئله هم می‌توان گفت:

اگر شما هم جزو کسانی هستید که پس از خسته‌شدن از پیگیری یک مسئله، مدتی آن را رها می‌کنید تا بعداً دوباره به سراغش بروید، باید بگوییم که این روش شما یک تکنیک شناخته‌شده در حل مسئله است که معمولاً از آن با عنوان Incubation یا وقفه یا خوابیدن روی مسئله یاد می‌شود. البته وقفه در حل مسئله (Incubation) اصطلاح تازه‌ای نیست و نزدیک به یک قرن قدمت دارد.
تعریف وقفه چیست؟
به رغم تلاش‌هایی که ما برای حل مسئله‌ به خرج می‌دهیم، گاهی به یک بن‌بست موقت می‌رسیم و احساس می‌کنیم که مناسب است به شکل موقت، عقب‌نشینی کنیم و از مسئله فاصله بگیریم.
برای این کار، دو شیوه قابل‌تصور است:
• انجام یک کار فکری متفاوت: مثلاً می‌توانیم به سراغ حل جدول، معما یا انجام یک پروژه‌‌ی کاری/تحقیقاتی دیگر برویم.
• استراحت فکری: به این معنا که هیچ کار مهم و سنگین فکری انجام ندهیم و بگذاریم ذهن‌مان کمی استراحت کند (تلویزیون دیدن، خواندن یک کتاب سبک، خوابیدن یا ورزش).
چرا وقفه یا خوابیدن روی مسئله موثر است؟
چند توضیح مختلف در این زمینه وجود دارد که هر گروه از دانشمندان، یکی از آن‌ها را جدی‌ گرفته و مورد مطالعه قرار داده‌اند.
البته این توضیحات، یکدیگر را نقض نمی‌کنند و می‌توان آن‌ها را مکمل یکدیگر در نظر گرفت:
• خستگی ذهنی
یکی از کارکردهای وقفه یا خوابیدن روی مسئله این است که خستگی ذهنی را برطرف می‌کند.
در تمام مدتی که به یک مسئله فکر می‌کنیم، بخشی از توان و انرژی مغز ما صرف این اندیشیدن و یافتن راه‌حل می‌شود. پس می‌توان انتظار داشت که با طولانی‌تر شدن زمان حل مسئله، ذهن‌مان انرژی اولیه را از دست داده و نیازمند تجدید قوا باشد.
• نشانه‌ها و اطلاعات تازه
گذر زمان می‌تواند فرصتی ایجاد کند تا پاره‌ای اطلاعات تازه به دست بیاوریم یا نشانه‌های تازه‌ای را ببینیم که بتوانند به ما در حل بهتر مسئله کمک کنند.
این نشانه‌ها می‌توانند کاملاً مستقیم یا در قالب تداعی‌ در ذهن ما فعال شوند.
• فراموش شدن محدودیت‌های دست و پا گیر
گاهی اوقات هنگام فکر کردن روی مسئله، به تدریج محدودیت‌ها و مفروضاتی – فراتر از آن‌چه در واقعیت وجود دارد – در ذهن ما شکل می‌گیرد.
برخی راهکارها را حذف می‌کنیم و قیدها و معیارهای تازه‌ای را هم به فهرست معیارهای مورد توجه خود می‌افزاییم.
گذر زمان باعث می‌شود که برخی از این قیدها که در اصل مسئله وجود نداشته‌ و ما آن‌ها را به مسئله تحمیل کرده‌ایم، فراموش شوند.این کار به نوعی مصداق ریلکس کردن مسئله محسوب می‌شود .
• کار کردن ناخودآگاه ما روی مسئله
توضیح دیگری هم که برخی دانشمندان در این زمینه به‌کار برده‌اند، کار کردن ناخودآگاه ذهن ما روی مسئله است.
فرایندی سریع، پیچیده و چندلایه‌ای که ما از درک و توصیف آن در قالب کلمات ناتوانیم.
چه کنیم تا دوران وقفه موثرتر باشد؟
پاسخ این سوال، تابع مولفه‌های متعددی است.
مثلاً اگر مسئله‌ی شما نیازمند تلاشی از جنس خلاقیت و تفکر واگرا باشد، ممکن است استراحت فکری یا انجام کارهای سبک بتواند بیشتر موثر باشد.

اما اگر مسئله‌ای با جنبه‌های فنی متعدد و پیچیده دارید، ممکن است بهتر باشد دوران وقفه را به مطالعه یا بررسی مسائل دیگری در همان حوزه (البته متفاوت با مسئله‌ی خودتان) بپردازید تا شاید با نشانه‌هایی تازه و الهام‌بخش روبرو شوید.
اما حداقل یک توصیه‌ی قطعی را به‌خاطر بسپارید و آن این‌که بهتر است زمان وقفه طولانی باشد.
همه‌ی مکانیزم های مطرح شده، در مدت زمان طولانی، شانس ظهور و بروز بیشتری پیدا می‌کنند.
اگر هم برایتان سوال است که منظور از زمان طولانی چیست و طولانی بودن را در مقایسه با چه چیزی بسنجیم، پاسخ این است که معیار مناسب، مدت زمان نخستین تلاش است.
مثلاً اگر ۳ دقیقه پیوسته برای یک مسئله وقت گذاشته‌اید، ده یا پانزده دقیقه، یک وقفه‌ی نسبتاً طولانی محسوب می‌شود. اما اگر یک روز کامل روی یک پروژه بحث کرده‌اید و مسائل و اختلاف‌نظرها حل نشده، این بار وقفه‌ی طولانی را باید در حد چند روز در نظر بگیرید.
برگرفته از سایت متمم

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 3 دیدگاه