درحرم امام علی یک شب از مغرب تا بعد ازنماز صبح با برادرم اقامت کردیم.انجا خوابیدن مثل مشهد ممنوع نبود وبرادر عزیز و مهربانم میتوانست ساعتی بخوابد شب اقامتم درحرم من ساعتها قبل از اذان روبروی ضریح در قسمت مردانه نشسته بودم نزدیکای اذان بود که عده ای از جوانها ی خودجوش شروع کردند به شستن و تی کشیدن کف حرم و اطرافش برادرم که رفته بود ساعتی در صحن بخوابد نبود که مرا جابجا کند کسی هم مثل خدام امام رضا نمی گفت برو بیرون .در حالیکه اب شنلنگها بر سرو رویم می پاشید در خلسه ای روحانی سیر میکردم تا نزدیک اذان اقایی ایرانی امد و گفت نمیخواهید برید؟ الان صف نماز اقایون تشکیل میشود و من نشانی برادر را دادم و انها نیافتند و بالاخره خود انها پاهای خیس از شستشوی حرم را روی ویلچر گذاشتند و بیرونم بردند.سه روز انجا بودیم الا حرم و هتل واسه استراحت کاری نداشتیم محلهای دیداری مساجد سهله و کوفه وحنانه و مرقد میثم تمار و قبرستان وادی السلام ..من جز حرم و مسجد سهله جایی نرفتم.ادامه دارد
فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-

انشاالله آبهای تبرک کف حرم که روی پاهات ریختن وسیله ای باشه برای شفای پاهات.عزیزم دارم کل آرشیوتو می خونم منم روزهایی که تو در کربلا بودی، مشهد بودم و برات دعا کردم همراه با آرزوی بهترینها از جانب خدای بزرگ خیلی دوستت دارم .
ارکیده
[پاسخ]