بایگانی نویسنده: nasim

درباره nasim

با اسم ساختگی نسیم آمدم. اندوه سبب شد اینجا بیایم آخه بیماری ام اس دارم.بسیار از نظر جسمی کم توانم اما روح بزرگی دارم.

خشم

هر جا که می روم. هر که را که میبنم همه و همه خشمگینند و به هم گیر می دهند. همه دنبال مقصرند. دائما پاچه هم را می گیرند. زن با شوهر. خواهر و برادر. دو تا همسایه. دو تا … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | ۱ دیدگاه

چرا هیچ کدام از اعضای خانواده ام سالم نیستند؟

چند ماهی است پرستار ندارم. یک هفته ای هم مامان عمل جراحی زنانه داشته و نمی تواند کمکم کند. با خودم فکر می کنم نزدیکانم کی هستند و چه کمکی از آنها بر ایم ساخته است؟ برادر بزرگم بنا به … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

من و تنهایی

چه زیبایی ای همدم همیشگی ام. برایت قصه می گویم. در وصفت شعر می سرایم. نازت را می کشم اما همیشه به تو بدهکارم. همیشه با دستان مهربانت، دستانم را گرفته ای. ای دل آرام من، خوار و ذلیلم مکن، … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

چقدر دلتنگ شدنم

برای شدن باید ازاده کرد. باید همه زیباییهای ظاهری دنیا را در انی بدون چانه زنی کنار گذاشت و گوهری گران به بنام انسانیت را انتخاب کرد. همین کاری که این روزها آزادگان وطن انجام می دهند.

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

دنیا

بر من سخت گرفته ای! خیلی تلاش کردم با تو کنار بیایم! شادیت غیر واقعی و غمت آزاردهنده و ماندنی! به که رو کنم؟ به که دل نهم؟ به کجا روم؟ به کجا رسم؟ چرا همه فریاد می زنند؟ چراچهره … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

وقتی دلیل بودنم را نمی دانم

من زندگی را دوست دارم. به خانواده، دوستان، همکلاسی ها و همکارانم عشق می ورزم. طی سی سال بیماری ام اس هم لیسانس گرفتم هم فوق لیسانس. کار پیدا کردم با پا،با دست به دیوار و نرده و کمک همکار، … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

برای میهنم

سرزمینم چقدر به تو ظلم می کنند و تو آرامی و سر به زیر. چرا کسی نمی پرسد هوای پاک و دلپذیرت کجاست؟ چرا احوال خاک گرامیت را نمی پرسند و سوال نمی کنند چه رویاهایی در خود دفن کرده … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

نقشه ای برای گم شدن

خسته ام. کمرم درد می کند. هر روز و هر سال به دلیل عفونت ادراری آنتی بیوتیک می خورم. گوشهایم ماههاست جرم دارند و شنیدنم منتظر اقدام من است. چشمهایم درست نمی بیند از وقتی دور بینی هم به نزدیک … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید:

سکوت مقدمه حذف یا …

چرا وبلاگها این همه سوت و کورند؟ دوستان قدیمی کجایند؟ راستی اگر کسی یک ایرانی توی کشور نیوزیلند می شناسد به من معرفی کند.؟

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | 2 دیدگاه

خودم را نمی شناسم

چند سالیست که خودم را گم کرده ام دیگر آن دختر فعال و پر نشاط سابق نیستم. فکر نکنید دلیلش ام اس است البته مهمترینش همین بیماری لعنتیه. اما دیگر کسی مرا نمی بیند به کارهای موثرم در شرکت و … ادامه‌ی خواندن→

منتشرشده در دسته‌بندی نشده | دیدگاه‌تان را بنویسید: