فید وبلاگ:
Special.ir
-
نوشتههای تازه
بایگانیها
پیوندها
- آشنايي با يك معلول قطع نخاع
- آیدا …
- الهه ی مهر
- این مهمان ناخوانده
- ب مثل بهاران
- تلخ و شیرین
- دست نوشته های راما
- دیوونه
- روز + نامه (نگین حسینی)
- زندگی اهورایی من
- زیستن با معلولیت
- سلام ام اس
- سوته دلان
- مادر یک روشندل
- مرا آفرید آن که دوستم داشت
- مژی جون و شوشو
- نابودی ام اس
- همدم روح
- ویولت (من و ام اس)
- یک قدم به خوشبختی با پاهای خیالی
آخرین دیدگاهها
- alireza در دانشگاه و دل من
- باران در دانشگاه و دل من
- باران در تولد و بی آرزویی
- سوسن جعفری در تولد و بی آرزویی
- باران در من و احوال جسمی ام۲
اطلاعات
-
چقدر دلتنگ شدنم
برای شدن باید ازاده کرد. باید همه زیباییهای ظاهری دنیا را در انی بدون
چانه زنی
کنار گذاشت و گوهری گران به بنام انسانیت را انتخاب کرد. همین کاری که این روزها آزادگان وطن انجام می دهند.
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
دنیا
بر من سخت گرفته ای! خیلی تلاش کردم با تو کنار بیایم! شادیت غیر واقعی و غمت آزاردهنده و ماندنی! به که رو کنم؟ به که دل نهم؟ به کجا روم؟ به کجا رسم؟ چرا همه فریاد می زنند؟ چراچهره ها مثل نقاب شده اند؟ فریاد رس کجاست؟
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
وقتی دلیل بودنم را نمی دانم
من زندگی را دوست دارم. به خانواده، دوستان، همکلاسی ها و همکارانم عشق می ورزم. طی سی سال بیماری ام اس هم لیسانس گرفتم هم فوق لیسانس. کار پیدا کردم با پا،با دست به دیوار و نرده و کمک همکار، خودم را موظف به کار و تحصیل دیدم. بعدها با واکر، ویلچر، حتی در شدیدترین وخامت حال، پا پس نکشیدم. اما حالا چرا اینقدر خسته، غمگین و خود را بیهوده می بینم.؟
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
برای میهنم
سرزمینم چقدر به تو ظلم می کنند و تو آرامی و سر به زیر. چرا کسی نمی پرسد هوای پاک و دلپذیرت کجاست؟ چرا احوال خاک گرامیت را نمی پرسند و سوال نمی کنند چه رویاهایی در خود دفن کرده ای و چه خونهایی؟ میهنم چه به تاراج رفته ای در همه دوره های تاریخ. برای نخبه هایت که کشته شده اند اشک می ریزم، برای شرفت که زیر پا له شده است مویه می کنم، برای شرمت که با بی شرمی لگدمال شده می نالم، برای قناعتت که به مصرف گرایی و هدرروی منابع انجامیده می گریم، برای دور کردنت از رعایت عدالت بین از ما بهتران و فقرا که ترازویش یک کفه شده است صورتم را چنگ می زنم، برای صلابتت که نام حعلی و مستعار محافظه کاری و احتیاط گرفته است دلم آتش گرفته است، برای سنگهایت که صادر شده اند،برای رودهایت که خشکیده اند،برای دریاجه هایت که با نمک پر شده اند،برای معادنت که خالی شذه اند، برای درختهایت که بریده و سوخته شده اند و برای همه و همه ی یادگاریهایت اشکهایم جاری و دلم خون است.
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
نقشه ای برای گم شدن
خسته ام. کمرم درد می کند. هر روز و هر سال به دلیل عفونت ادراری آنتی بیوتیک می خورم. گوشهایم ماههاست جرم دارند و شنیدنم منتظر اقدام من است. چشمهایم درست نمی بیند از وقتی دور بینی هم به نزدیک بینی ام اضافه شده است قوز بالا قوز شده و با دستهای ناتوان دو عینکی هم شده ام. قیمت پوشک، ماهیانه در بورس افزایش قرار دارد. چکهایم ممکن است برگشت بخورند. ویچلر حمامم شکسته و بهزیستی و انجمن ام اس و ضدها انجمن دیگر در پی همیاری با هم در فع مشکل معلولین، ام اسی ها و هزار بیماری دیگر یا پاسخ نمی دهند یا میگویند نداریم. قیمت بازارش هم میلیونیه. این پست قبل از قطعی اینترنت نوشته بودم. حالا حرفی واسه گفتن نیست. بغض گلویم را، فشرده است.
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
سکوت مقدمه حذف یا …
چرا وبلاگها این همه سوت و کورند؟ دوستان قدیمی کجایند؟ راستی اگر کسی یک ایرانی توی کشور نیوزیلند می شناسد به من معرفی کند.؟
منتشرشده در دستهبندی نشده
2 دیدگاه
خودم را نمی شناسم
چند سالیست که خودم را گم کرده ام دیگر آن دختر فعال و پر نشاط سابق نیستم. فکر نکنید دلیلش ام اس است البته مهمترینش همین بیماری لعنتیه. اما دیگر کسی مرا نمی بیند به کارهای موثرم در شرکت و دانشگاه و مدرسه نگاه نمی کند اصلا فراموش شده ام درخانه هم اوضاع همینه خانواده بدون من سفر میروند مهمانی میدهند خواستگاری و عروسی میروند نسبت به خرده مالم تصمیم می گیرند حتی راننده اسنپ از پرستار بدون سوادم آدرس می پرسد. پس روزبروز راه خانه دورتر می شود.
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
جهان را چه شده است؟
وقتی به نظم در چرخش فلک و استقرار ستاره ها فکر می کنم که هیچ دعوایی بر سر مالکیت و یا اینکه کدامشان پر نورتر است یا این سیاره سهم من است یا توست؟ و هیچ و ال و بل دیگری ندارند شگفت زده می شوم اصلا آنها را نادیده بگیرید. به نظم در طلوع و غروب خورشید زمین می اندیشم که هیچ دعوا و زد و خوردی با نزدیکترین ستاره اش ندارد و هر کدام در کهکشان خودشان انجام وظیفه می کنند. به گلها فکر می کنم که هیچوقت ارغوان به نسترن نمی گوید تو چرا از من خوشبوتری؟ یا گل زرد از سرخ نمی پرسد تو چرا خوش رنگتری؟ یا تپه از کوه نمی پرسد چرا بلندتری؟ یا بیابان از دریا سوال نمی کند پس آب من کو؟ این تنها انسان اندیشمند است که سهم می خواهد، غارت می کند. تجاوزگر است تخریب می کند بی عزت نفس چشم به داشته های دیگران دارد مرز می گذارد حرص می زند نمی بخشد جنگ راه می اندازد. گلها را بی رحمانه زیر پا لگد می کند و همیشه حق را به خود می دهد.وای بر ما!!!
منتشرشده در دستهبندی نشده
۱ دیدگاه
سال جدید قرن جدید
سلامی پرشکوه به همه ام اسی ها، خداوندان صبر و عزت، سلامی گرم به همه دوستان داخلی و خارجی که در بیش 17 سال از طریق وبلاگ کویر ام اس باهاشون دوست شدم و مرا همیشه نواخته اند و آموخته اند. سلام بر پدر مادرهای مسئول و حساس و پیگیر،کوشا و فعال به پیشرفت روحی و علمی و جسمی فرزندانشان، سلام بر همه آزاد اندیشان و آزادی خواهان و روش مندان فکر و اندیشه سالم از اول تاریخ تا حالا، سلام و صدها درود بر شما، سال نو مبارک
منتشرشده در دستهبندی نشده
دیدگاهتان را بنویسید:
